خرید بک لینک
با سلام به زودی سایت راه اندازی میشود.

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

تبلیغات

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

پس بده عشقمو تا برم

من واسه جدایی حاظرم

که من تنها تو بی دردی

چرا خون به دلم کردی؟

یه زندگی فدای تو شد

فدای لحظه های تو شد

بزار برم فراموشت کنم عزیزم

دل من دیگه تورا لایق عشق نمیدونه

دل من خسته شده نمیکشه نمیتونه

توی خوابی تمومش کن بزار باشه چشمهای من

از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

عشق تو از بس که خروش آوردیم

دریای سپهر را به جوش آوردیم

چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت

رفتیم و زبانهای خموش آوردیم

مختارنامه عطار

———————————-

اندر دل من بدین عیانی که تویی

وز دیده من بدین نهانی که تویی

وصاف ترا وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی

خواجه عبدالله انصاری

———————————-

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

———————————-

الله به فریاد من بی کس رس

فضل و کرمت یار من بی کس بس

هر کسی به کسی و حضرتی مینازد

جز حضرت تو ندارد این بی کس کس

———————————-

ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد

چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد

فرهاد صفت در آرزویی شیرین

دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد

———————————-

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

———————————-

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود

در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود

من عاشق واو زعشق من بی خـبر است

ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

———————————-

چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید اوردم

خود فرمودی که نا امیدی کفر است

فرمان تو بردم و امید آوردم

خواجه عبدالله انصاری

———————————-

در مذهب عاشقان قرار دگر است

وین باده ناب را خمار دگر است

هر علم که در مدرسه حاصل گردد

کار دگر است و عشق کار دگر است

———————————-

ای جمله بی کسان عالم را کس

یک جو کرمت تمام عالم را بس

من بی کسم و تو بی کسان را یاری

یارب تو به فریاد من بی کس رس

———————————-

من مانده ام و شعر سرودن بی تو

از خواب غزل پلک گشودن بی تو

———————————-

در بستر بی رحمی و خون زاده شدم

از اول عمر با جنون زاده شدم

خاکستریم .دست خودم نیست عزیز

ققنوسم از آتش درون زاده شدم

———————————-

چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است

خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟

خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود،

صید را زنده گرفتن هنر صیاد است

———————————-

کم نامهی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه میشوم در این تنهایی

لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

———————————-

در دفتر شعر من صدا پنهان است

یک رود پر از ستاره در جریان است

من در سر خود ابر زیادی دارم

جیب کلمات من پر از باران است

———————————-

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا

هر که از روی دل جانم فدایش می کنم

مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا

———————————-

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر از هزار نتوانم کرد

خواجه عبدالله انصاری

———————————-

درخت غم بجانم کرده ریشه

بدرگاه خدا نالم همیشه

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگست وادم مثل شیشه

———————————-

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!

ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست

تنهایی انسان نخستین در من!

میلاد عرفان پور

———————————-

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت

قیصر امین پور

———————————-

دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند

در فراقش ای دل من بینوایی میکند

او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من

کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند

———————————-

دلم تنگ است امشب بهر زاری

به روی موج گریه تک سواری

صفای گریه ای در خلوتم را

نمی بخشم به سال خنده داری

———————————-

کم زندگی مرا نمایش بدهید

تابوت برای من سفارش بدهید

باید بروم گور خودم را بکنم

لطفآ دو سه سطر مرگ را کش بدهید

———————————-

سردم شده است و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم

———————————-

بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه

———————————-

با دیدن تو دست و دلم می لرزد

زیبایی تو چقدر وحشتناک است

انگار که چاره ای ندارم دیگر

دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟

———————————-

من آمده ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می خواهم از این به بعد ماهی بشوم

———————————-

در اوج یقین اگر چه تردیدی هست

در هر قفسی کلید امیدی هست

چشمک زدن ستاره در شب، یعنی

توی چمدان ماه خورشیدی هست


برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

این هم خلاصه ای از نظریات افلاطون در مورد عشق(همون عشق معروف افلاطونی):

مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش برای رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در مورد کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه و ... بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی اینگونه افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از راه مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده میشود.
بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و رغبت به بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا که اعضای بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که بگوییم هر کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد مگر اینکه در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما و خویش ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی دیگر نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و آنرا بدست آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را تولید کرد خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی میگردد تا بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود و فقط به یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی در او بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری یک فرد با دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد علت ندارد که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام کسانیکه زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در نظر او کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح میشود و آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله اگر کسی پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم داشته باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین ترتیب به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای اخلاقی را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه کند به زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون عشق رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین جهت قابل ستایش است

خلاصه اینم از عشق افلاطونی
__________________
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید،شاید هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26


فروش ویژه ژل افزایش دهنده قد



ژل افزایش دهنده قد، پدیده بی نظیر سال 2012. افزایش قد 1 الی 5 سانتی متری در عرض چند ثانیه توسط Betall بدون کوچکترین عوارض. افزایش قد شما بوسیله کفی افزایش قد. بطور نامرئی بلند قد شوید و لذت ببرید ...
با ژل ها و پدهای افزایش دهنده قد با راحت ترین روش ممکن قد بلند شده و از آن لذت ببرید! این ژل ها در کف کفش قرار میگیرند و بطور نامرئی قد شما را در محیط بیرون بلند تر نشان میدهند. شما می توانید این ژل ها را از 1 الی 5 سانتی متر تنظیم کنید و به راحتی در کف کفش خود قرار دهید. این محصول از جنس ژل سیلیکا تهیه شده است و فوق العاده مقاوم، راحت و شیک می باشد و همچنین با تمام کفش ها و سایزهای موجود در بازار سازگاری دارد.
» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16800 تومان

فروش ویژه تی شرت سه بعدی 



تی شرت سه بعدی Get A Job، اینبار پدیده سال 2012 را بر تن کنید! فوق العاده جذاب و مدرن در عین سادگی. همگام با تکنولوژی سه بعدی در جهان، بدون نیاز به عینک سه بعدی. با پوشیدن این تی شرت باعث حیرت همگان شوید!
این تی شرت با طراحی سه بعدی و جدیدترین تکنولوژی چاپ بر روی بهترین نوع تی شرت از لحاظ کیفیت و زیبایی برای شیک پوشان آماده شده است . در این تی شرت هیچ سیستم الکترونیکی به کار نرفته است (مانند تی شرت های رقص نور و LED نمی باشد) و تمام چیزی که شما مشاهده میکنید حاصل طراحی حرفه ای سه بعدی است و به این صورت که شخص مقابل شما بدون استفاده از عینک سه بعدی اشیاء و نوشته های تی شرت را سه بعدی میبیند و تصور میکند که این اشکال بیرون از تی شرت شماست در صورتی که سطح تی شرت کاملا صاف است و هیچ برآمدگی ندارد.
این تی شرت دارای کد اصالت بوده و می توانید از اورجینال بودن آن با وارد کردن شماره سریال آن در سایت اورجینال تی شرت مطمئن شوید.
» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 26500 تومان

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

 

میپسندم پاییز را

که معافم میکند از پنهان کردن

دردی که در صدایم میپیچد

اشکی که در نگاهم میچرخد

آخر همه میدانند

سرما خورده ام...!

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

 

دلم برای سادگی های کودکی ام تنگ شده.

برای عصرهای تابستانی که دلتنگ هیچ اتفاق بدی نبودم.

برای شبهای زمستانی که وقتی سربر بالش خیال میگذاشتم،

لحظه ای بی هیچ فکر و خیال مبهم خواب را مهمان چشمهای بی گناهم

میکردم و تا صبح رویاهای سپید و آبی میدیدم. 

دلم برای آرزوهای کودکی ام تنگ شده.

برای خواندن شعرها و کتابهای داستان یکی بود یکی نبود!

دلم تنگ شده برای رها شدن در آغوش خواستنی پدر

و نوازشهای گرم مادر.

دلم تنگ شده برای قاصدکی که میگفتند خبر های خوب می آورد

 دلم برای حس و حال ناب کودکی و آرزوهای بی ریایش تنگ شده.

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

اومدی باز اومدی پا روی چشمام بزاری

اسمت رو تو دفتر امروز و فردام بزاری

اومدی خوردی قسم که تا ابد مال منی

دیگه هرگز نمیاد روزی که تنهام بزاری ......

بالاخره اومدی عشقم .... و تو را حس کردم نه تنها با دستانم بلکه با همه وجودم ...
ای کاش زمان از حرکت باز می ایستاد و من و تو در آغوش هم میماندیم برای همیشه ....
لحظه های با تو بودن زیباترین لحظه های عمرم شد
لحظه هایی که دیر می آیند و زود تمام میشوند
گرمی دستات رو تا آخرین لحظه عمرم فراموش نمیکنم
نگاه عاشقت رو تو خاطرم سپردم و منتظر نگاهتم دوباره که برگردی و دیگه نگاهت رو هیچ وقت ازم دریغ نکنی
ببین من هنوزم باور ندارم که کنارتم و تو با منی
چشامو میبستم و سرمو میزاشتم رو شونت و به حرفات گوش میدادم تا صدات تو قلبم بمونه همیشه
و بدون که این عشق عشق من و تو پاک میمونه واسه همیشه
و اما لحظه های بی تو بودن از راه رسید ....
لحظه خداحافظی دستامو فشردی و عاشقانه مرا بوسیدی و سفارش کردی مواظب عشقت باشم و گفتی اگه دورم و نیستم ولی به یادتم همیشه و رفتی .....
من ماندم با یک دنیا تنهایی
رفتی و از دور دست تکون دادی و اشکامو ندیدی ...
حالا میگم که عاشقتم تا ابد دوباره برگرد ...و بدون که قلبم فقط برای تو میزنه همین و بس ....

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند  صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

با سلام به زودی سایت راه اندازی میشود.

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

تبلیغات

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

پس بده عشقمو تا برم

من واسه جدایی حاظرم

که من تنها تو بی دردی

چرا خون به دلم کردی؟

یه زندگی فدای تو شد

فدای لحظه های تو شد

بزار برم فراموشت کنم عزیزم

دل من دیگه تورا لایق عشق نمیدونه

دل من خسته شده نمیکشه نمیتونه

توی خوابی تمومش کن بزار باشه چشمهای من

از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

عشق تو از بس که خروش آوردیم

دریای سپهر را به جوش آوردیم

چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت

رفتیم و زبانهای خموش آوردیم

مختارنامه عطار

———————————-

اندر دل من بدین عیانی که تویی

وز دیده من بدین نهانی که تویی

وصاف ترا وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی

خواجه عبدالله انصاری

———————————-

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

———————————-

الله به فریاد من بی کس رس

فضل و کرمت یار من بی کس بس

هر کسی به کسی و حضرتی مینازد

جز حضرت تو ندارد این بی کس کس

———————————-

ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد

چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد

فرهاد صفت در آرزویی شیرین

دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد

———————————-

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

———————————-

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود

در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود

من عاشق واو زعشق من بی خـبر است

ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

———————————-

چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید اوردم

خود فرمودی که نا امیدی کفر است

فرمان تو بردم و امید آوردم

خواجه عبدالله انصاری

———————————-

در مذهب عاشقان قرار دگر است

وین باده ناب را خمار دگر است

هر علم که در مدرسه حاصل گردد

کار دگر است و عشق کار دگر است

———————————-

ای جمله بی کسان عالم را کس

یک جو کرمت تمام عالم را بس

من بی کسم و تو بی کسان را یاری

یارب تو به فریاد من بی کس رس

———————————-

من مانده ام و شعر سرودن بی تو

از خواب غزل پلک گشودن بی تو

———————————-

در بستر بی رحمی و خون زاده شدم

از اول عمر با جنون زاده شدم

خاکستریم .دست خودم نیست عزیز

ققنوسم از آتش درون زاده شدم

———————————-

چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است

خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟

خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود،

صید را زنده گرفتن هنر صیاد است

———————————-

کم نامهی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه میشوم در این تنهایی

لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

———————————-

در دفتر شعر من صدا پنهان است

یک رود پر از ستاره در جریان است

من در سر خود ابر زیادی دارم

جیب کلمات من پر از باران است

———————————-

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا

هر که از روی دل جانم فدایش می کنم

مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا

———————————-

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر از هزار نتوانم کرد

خواجه عبدالله انصاری

———————————-

درخت غم بجانم کرده ریشه

بدرگاه خدا نالم همیشه

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگست وادم مثل شیشه

———————————-

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!

ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست

تنهایی انسان نخستین در من!

میلاد عرفان پور

———————————-

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت

قیصر امین پور

———————————-

دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند

در فراقش ای دل من بینوایی میکند

او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من

کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند

———————————-

دلم تنگ است امشب بهر زاری

به روی موج گریه تک سواری

صفای گریه ای در خلوتم را

نمی بخشم به سال خنده داری

———————————-

کم زندگی مرا نمایش بدهید

تابوت برای من سفارش بدهید

باید بروم گور خودم را بکنم

لطفآ دو سه سطر مرگ را کش بدهید

———————————-

سردم شده است و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم

———————————-

بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه

———————————-

با دیدن تو دست و دلم می لرزد

زیبایی تو چقدر وحشتناک است

انگار که چاره ای ندارم دیگر

دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟

———————————-

من آمده ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می خواهم از این به بعد ماهی بشوم

———————————-

در اوج یقین اگر چه تردیدی هست

در هر قفسی کلید امیدی هست

چشمک زدن ستاره در شب، یعنی

توی چمدان ماه خورشیدی هست


برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

این هم خلاصه ای از نظریات افلاطون در مورد عشق(همون عشق معروف افلاطونی):

مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش برای رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در مورد کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه و ... بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی اینگونه افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از راه مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده میشود.
بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و رغبت به بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا که اعضای بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که بگوییم هر کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد مگر اینکه در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما و خویش ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی دیگر نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و آنرا بدست آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را تولید کرد خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی میگردد تا بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود و فقط به یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی در او بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری یک فرد با دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد علت ندارد که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام کسانیکه زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در نظر او کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح میشود و آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله اگر کسی پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم داشته باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین ترتیب به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای اخلاقی را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه کند به زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون عشق رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین جهت قابل ستایش است

خلاصه اینم از عشق افلاطونی
__________________
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید،شاید هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26


فروش ویژه ژل افزایش دهنده قد



ژل افزایش دهنده قد، پدیده بی نظیر سال 2012. افزایش قد 1 الی 5 سانتی متری در عرض چند ثانیه توسط Betall بدون کوچکترین عوارض. افزایش قد شما بوسیله کفی افزایش قد. بطور نامرئی بلند قد شوید و لذت ببرید ...
با ژل ها و پدهای افزایش دهنده قد با راحت ترین روش ممکن قد بلند شده و از آن لذت ببرید! این ژل ها در کف کفش قرار میگیرند و بطور نامرئی قد شما را در محیط بیرون بلند تر نشان میدهند. شما می توانید این ژل ها را از 1 الی 5 سانتی متر تنظیم کنید و به راحتی در کف کفش خود قرار دهید. این محصول از جنس ژل سیلیکا تهیه شده است و فوق العاده مقاوم، راحت و شیک می باشد و همچنین با تمام کفش ها و سایزهای موجود در بازار سازگاری دارد.
» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16800 تومان

فروش ویژه تی شرت سه بعدی 



تی شرت سه بعدی Get A Job، اینبار پدیده سال 2012 را بر تن کنید! فوق العاده جذاب و مدرن در عین سادگی. همگام با تکنولوژی سه بعدی در جهان، بدون نیاز به عینک سه بعدی. با پوشیدن این تی شرت باعث حیرت همگان شوید!
این تی شرت با طراحی سه بعدی و جدیدترین تکنولوژی چاپ بر روی بهترین نوع تی شرت از لحاظ کیفیت و زیبایی برای شیک پوشان آماده شده است . در این تی شرت هیچ سیستم الکترونیکی به کار نرفته است (مانند تی شرت های رقص نور و LED نمی باشد) و تمام چیزی که شما مشاهده میکنید حاصل طراحی حرفه ای سه بعدی است و به این صورت که شخص مقابل شما بدون استفاده از عینک سه بعدی اشیاء و نوشته های تی شرت را سه بعدی میبیند و تصور میکند که این اشکال بیرون از تی شرت شماست در صورتی که سطح تی شرت کاملا صاف است و هیچ برآمدگی ندارد.
این تی شرت دارای کد اصالت بوده و می توانید از اورجینال بودن آن با وارد کردن شماره سریال آن در سایت اورجینال تی شرت مطمئن شوید.
» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 26500 تومان

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

 

میپسندم پاییز را

که معافم میکند از پنهان کردن

دردی که در صدایم میپیچد

اشکی که در نگاهم میچرخد

آخر همه میدانند

سرما خورده ام...!

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

 

دلم برای سادگی های کودکی ام تنگ شده.

برای عصرهای تابستانی که دلتنگ هیچ اتفاق بدی نبودم.

برای شبهای زمستانی که وقتی سربر بالش خیال میگذاشتم،

لحظه ای بی هیچ فکر و خیال مبهم خواب را مهمان چشمهای بی گناهم

میکردم و تا صبح رویاهای سپید و آبی میدیدم. 

دلم برای آرزوهای کودکی ام تنگ شده.

برای خواندن شعرها و کتابهای داستان یکی بود یکی نبود!

دلم تنگ شده برای رها شدن در آغوش خواستنی پدر

و نوازشهای گرم مادر.

دلم تنگ شده برای قاصدکی که میگفتند خبر های خوب می آورد

 دلم برای حس و حال ناب کودکی و آرزوهای بی ریایش تنگ شده.

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

اومدی باز اومدی پا روی چشمام بزاری

اسمت رو تو دفتر امروز و فردام بزاری

اومدی خوردی قسم که تا ابد مال منی

دیگه هرگز نمیاد روزی که تنهام بزاری ......

بالاخره اومدی عشقم .... و تو را حس کردم نه تنها با دستانم بلکه با همه وجودم ...
ای کاش زمان از حرکت باز می ایستاد و من و تو در آغوش هم میماندیم برای همیشه ....
لحظه های با تو بودن زیباترین لحظه های عمرم شد
لحظه هایی که دیر می آیند و زود تمام میشوند
گرمی دستات رو تا آخرین لحظه عمرم فراموش نمیکنم
نگاه عاشقت رو تو خاطرم سپردم و منتظر نگاهتم دوباره که برگردی و دیگه نگاهت رو هیچ وقت ازم دریغ نکنی
ببین من هنوزم باور ندارم که کنارتم و تو با منی
چشامو میبستم و سرمو میزاشتم رو شونت و به حرفات گوش میدادم تا صدات تو قلبم بمونه همیشه
و بدون که این عشق عشق من و تو پاک میمونه واسه همیشه
و اما لحظه های بی تو بودن از راه رسید ....
لحظه خداحافظی دستامو فشردی و عاشقانه مرا بوسیدی و سفارش کردی مواظب عشقت باشم و گفتی اگه دورم و نیستم ولی به یادتم همیشه و رفتی .....
من ماندم با یک دنیا تنهایی
رفتی و از دور دست تکون دادی و اشکامو ندیدی ...
حالا میگم که عاشقتم تا ابد دوباره برگرد ...و بدون که قلبم فقط برای تو میزنه همین و بس ....

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند  صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:26

چرا قرآن به زبان عربی است؟


تکلّم پیامبران به زبان قوم، یکی از دیگر سنّتهای حتمی است.خداوند می فرماید: «ما هیچ رسولی نفرستادیم مگر آن که به لسانقومش صحبت می کرد...

این سنت حتی در مورد پیامبرانی که دعوتی جهان شمول داشتند نیز صادقاست، اگر چه برای هدایت تمام خلق مبعوث شده باشند، مانند پیامبران اولوالعزم، ولیبه زبان قومی صحبت می کنند که در ابتدای بعثت در آن جا مبعوث شده اند که اگر غیراز این بود شریعت آن پیامبر (ص) حتی در میان قومی که در آن مبعوث شده بود مورد فهمو قبول واقع نمی شد

قرآن،حقیقتی فراتر از زبان است خداوند آن را از موطن اصلی اش پایین آورده و در خور فهمبشر کرده و به لباس واژه ی عربیت در آورد به این امید که عقول بشر با آن انس بگیردو حقایقش را بفهمد

مّادرباره ی این که چرا به زبان عربی نازل شده، باید گفت: جدا از خصوصیات ذاتی زبانعربی که این زبان را زبانی قانون مند و در قلّه ی فصاحت و بلاغت در بین زبان هاقرار داده است

پیامبر (ص) اسلام بر قومی مبعوث شد که به زبان عربی سخن می گفتند وایشان برای ابلاغ پیام خداوند، باید معجزه ای قابل فهم برای آنان ارائه می کرد تااو را انکار نکنند، به خدا ایمان آورند و در راه گسترش دین تلاش کنند. البته اینقابل فهم بودن به معنای فهم همه ی حقائق قرآن نیست؛ چرا که حقائقش نامحدود است،بلکه فهم زبان و فهم اجمالی بعضی از حقائق، مورد نظر است..

مردم جاهلیت عربقبل از بعثت، در پست ترین شرایط زندگی می کردند به همین خاطر، خداوند پیامبر

(ص)را در میان قوم عرب برانگیخت. علی (ع) در مورد شرایط جاهلیت قبل از اسلام و آمدنپیامبر (ص)

می فرماید: «خدا پیامبر (ص) اسلام را به هنگامی مبعوث فرمود که مردم درحیرت و سرگردانی بودند،

در فتنه ها به سر می بردند، هوای و هوس بر آنها چیره شده،و خود بزرگ بینی و تکبّر به لغزش های

فراوانشان کشانده بود، و نادانی های جاهلیت،پست و خوارشان کرده، و در امور زندگی حیران و

سرگردان بودند و بلای جهل و نادانیدامنگیرشان بود، پس پیامبر (ص) در نصیحت و خیر خواهی، نهایت

تلاش را کرد و آنان رابه راه راست راهنمایی، و از راه حکمت و موعظه ی نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود

خداوند میفرماید: «اگر ما قران را غیر عربی نازل می کردیم آن وقت عرب ها می گفتند چرا آیاتشبه

روشنی بیان نشده است و چرا با عرب به زبان غیر عربی و یا غیر فصیح صحبت می کند.بگو: این قرآن

برای کسانی است که ایمان بیاورند که اگر عرب باشند و یا غیر عرب،قرآن برای آنان هدایت و شفا است

و کسانی که ایمان نمی آورند، در حقیقت گوششان دچارسنگینی شده و همین قرآن مایه ی کوری

آنان است و به همین جهت در قیامت از فاصله ایدور ندا می شوند

اما امکان داردسؤال دیگری پیش آید که چرا آخرین پیامبر (ص) خدا عرب زبان بود تا به دنبال آنکتابش

نیز به زبان عربی باشد؟ چرا این توفیق نصیب فارس ها و ... نشد؟

وقتی سخن ازآخرین پیامبر (ص) است باید عده ای باشند که پیام را دریافت کرده و به خوبی از آن

نگهبانی کنند

از طرفی عده ایهمیشه درصدد از بین بردن دین و نگهبانان آن هستند، همان طور که در تاریخ همه ی

انبیا مشاهده می کنیم (عامل بیرونی برای تغییر)، بنابراین باید راهکاری برایمقابله با این مشکل

اندیشیده شود

عرب ها مردمیهستند که به زبان، راه و روش و آیین و نسب خود تعصب خاصی دارند، به طوری که

نمیتوان آنها را از زبان و فرهنگ خود جدا کرد. حتی در این دوره هم بعد از این همهتبلیغات

انترناسیونالیستی حاضرنشدند لباس سنتی خود را کنار بگذارند

عرب های حجاز بهگونه ای بودند که نه تنها خود از زبان مادری شان دست بردار نبودند، بلکه در طول

تاریخ، هیچ حکومت و سلطه ی خارجی هم نتوانست آنان را به این کار مجبور کند؛ یعنی،از بیرون تأثیر

نمی پذیرفتند (عدم عامل بیرونی برای تغییر)

قرآن با جاذبههای درونی و آوا و آهنگ دلپذیر آن، در ذهن اعراب بادیه که دوستدار کلام موزون وفصیح

بودند، جای باز کرد و از انواع تحریف های لفظی در امان ماند. بنابراین، نازلشدن قرآن به زبان عربی

برای حفظ و صیانت ابدی آن بوده است

البته می توانگفت نازل شدن قرآن به زبان عربی، لطف و مرحمتی به عربها بودده و اگر به غیر عربی

نازل می شد، عرب زبانان که قشر وسیعی بودند به آن ایمان نمی آوردند

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

چرا قرآن به زبان عربی است؟


تکلّم پیامبران به زبان قوم، یکی از دیگر سنّتهای حتمی است.خداوند می فرماید: «ما هیچ رسولی نفرستادیم مگر آن که به لسانقومش صحبت می کرد...

این سنت حتی در مورد پیامبرانی که دعوتی جهان شمول داشتند نیز صادقاست، اگر چه برای هدایت تمام خلق مبعوث شده باشند، مانند پیامبران اولوالعزم، ولیبه زبان قومی صحبت می کنند که در ابتدای بعثت در آن جا مبعوث شده اند که اگر غیراز این بود شریعت آن پیامبر (ص) حتی در میان قومی که در آن مبعوث شده بود مورد فهمو قبول واقع نمی شد

قرآن،حقیقتی فراتر از زبان است خداوند آن را از موطن اصلی اش پایین آورده و در خور فهمبشر کرده و به لباس واژه ی عربیت در آورد به این امید که عقول بشر با آن انس بگیردو حقایقش را بفهمد

مّادرباره ی این که چرا به زبان عربی نازل شده، باید گفت: جدا از خصوصیات ذاتی زبانعربی که این زبان را زبانی قانون مند و در قلّه ی فصاحت و بلاغت در بین زبان هاقرار داده است

پیامبر (ص) اسلام بر قومی مبعوث شد که به زبان عربی سخن می گفتند وایشان برای ابلاغ پیام خداوند، باید معجزه ای قابل فهم برای آنان ارائه می کرد تااو را انکار نکنند، به خدا ایمان آورند و در راه گسترش دین تلاش کنند. البته اینقابل فهم بودن به معنای فهم همه ی حقائق قرآن نیست؛ چرا که حقائقش نامحدود است،بلکه فهم زبان و فهم اجمالی بعضی از حقائق، مورد نظر است..

مردم جاهلیت عربقبل از بعثت، در پست ترین شرایط زندگی می کردند به همین خاطر، خداوند پیامبر

(ص)را در میان قوم عرب برانگیخت. علی (ع) در مورد شرایط جاهلیت قبل از اسلام و آمدنپیامبر (ص)

می فرماید: «خدا پیامبر (ص) اسلام را به هنگامی مبعوث فرمود که مردم درحیرت و سرگردانی بودند،

در فتنه ها به سر می بردند، هوای و هوس بر آنها چیره شده،و خود بزرگ بینی و تکبّر به لغزش های

فراوانشان کشانده بود، و نادانی های جاهلیت،پست و خوارشان کرده، و در امور زندگی حیران و

سرگردان بودند و بلای جهل و نادانیدامنگیرشان بود، پس پیامبر (ص) در نصیحت و خیر خواهی، نهایت

تلاش را کرد و آنان رابه راه راست راهنمایی، و از راه حکمت و موعظه ی نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود

خداوند میفرماید: «اگر ما قران را غیر عربی نازل می کردیم آن وقت عرب ها می گفتند چرا آیاتشبه

روشنی بیان نشده است و چرا با عرب به زبان غیر عربی و یا غیر فصیح صحبت می کند.بگو: این قرآن

برای کسانی است که ایمان بیاورند که اگر عرب باشند و یا غیر عرب،قرآن برای آنان هدایت و شفا است

و کسانی که ایمان نمی آورند، در حقیقت گوششان دچارسنگینی شده و همین قرآن مایه ی کوری

آنان است و به همین جهت در قیامت از فاصله ایدور ندا می شوند

اما امکان داردسؤال دیگری پیش آید که چرا آخرین پیامبر (ص) خدا عرب زبان بود تا به دنبال آنکتابش

نیز به زبان عربی باشد؟ چرا این توفیق نصیب فارس ها و ... نشد؟

وقتی سخن ازآخرین پیامبر (ص) است باید عده ای باشند که پیام را دریافت کرده و به خوبی از آن

نگهبانی کنند

از طرفی عده ایهمیشه درصدد از بین بردن دین و نگهبانان آن هستند، همان طور که در تاریخ همه ی

انبیا مشاهده می کنیم (عامل بیرونی برای تغییر)، بنابراین باید راهکاری برایمقابله با این مشکل

اندیشیده شود

عرب ها مردمیهستند که به زبان، راه و روش و آیین و نسب خود تعصب خاصی دارند، به طوری که

نمیتوان آنها را از زبان و فرهنگ خود جدا کرد. حتی در این دوره هم بعد از این همهتبلیغات

انترناسیونالیستی حاضرنشدند لباس سنتی خود را کنار بگذارند

عرب های حجاز بهگونه ای بودند که نه تنها خود از زبان مادری شان دست بردار نبودند، بلکه در طول

تاریخ، هیچ حکومت و سلطه ی خارجی هم نتوانست آنان را به این کار مجبور کند؛ یعنی،از بیرون تأثیر

نمی پذیرفتند (عدم عامل بیرونی برای تغییر)

قرآن با جاذبههای درونی و آوا و آهنگ دلپذیر آن، در ذهن اعراب بادیه که دوستدار کلام موزون وفصیح

بودند، جای باز کرد و از انواع تحریف های لفظی در امان ماند. بنابراین، نازلشدن قرآن به زبان عربی

برای حفظ و صیانت ابدی آن بوده است

البته می توانگفت نازل شدن قرآن به زبان عربی، لطف و مرحمتی به عربها بودده و اگر به غیر عربی

نازل می شد، عرب زبانان که قشر وسیعی بودند به آن ایمان نمی آوردند

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

دلایل تعدد زوجات و ازدواج مجدد برای مرد در اسلام...

تعدد زوجات قبل از اسلام، امر عادی بوده و محدوده و ضابطه مشخصینداشته است. اسلام آن را در چارچوب ضرورت های زندگی انسان محدود ساخته و برای آنقید و شرایط سنگینی قرار داده است.

مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند ودر جنگ ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می دهند.

بقای غریزه جنسی مردان از زنانطولانی تر است

زنان به هنگام عادت ماهانه وقسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان اینممنوعیت وجود ندارد.

. زنانی هستند که بهعلل گوناگونی همسران خود را از دست می دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها بایدبرای همیشه بدون همسر باقی بمانند

این عوامل موجب بر هم خوردنتعادل میان مردان و زنان می شود و برای حفظ سلامت جامعه و افراد آن ناچاریم یکی ازسه راه ذیل را انتخاب کنیم

مردان تنها به یک همسر در همهموارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهایفطری و خواسته های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند

مردانفقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بیشوهر مانده اند، به شکل معشوقه برقرار سازند

کسانی کهقدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلیبرای آنها ایجاد نمی شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند،به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند

از میان این سه راه، اسلام راهسوم را اختیار کرده است. اگر چند شوهری را برای زنان جایز نمی داند به خاطر آن استکه اولاّ: چند همسری خلاف طبیعت و روحیات است. ثانیا: بدین وسیله بهداشت و سلامتنسل به خطر می افتد. ثالثا: شناخت نسب و نسل از بین خواهد رفت

حال اگر بخواهیم راه اوّل راانتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می آید، با فطرت و غرایز ونیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. همچنین عواطف و احساسات این گونه زنانرا نادیده بگیریم، اما این مبارزه ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرحعملی شود، جنبه های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.

تعددهمسر را در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرار داد، بلکهاز دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد.آنها که مشکلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می کنند، کسانی هستند که یکمسئله سه زاویه ای را تنها از یک زاویه نگاه می کنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویهدید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود،آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.

اگر راهدوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوانمعشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده ای؛ چنانکه شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.

بنابراین،تنها راه سوم می ماند که هم به خواسته های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبتداده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شودو جامعه از گرداب گناه بیرون آید

راز کاستی عاطفه و احساسات در جوامع غربی و پناه بردن آنان به حیوانات باابراز محبت به آنان همین است، نه حس قوی عاطفه بشری آنها. آنان که بشریت را چناناز دم تیغ گذرانده و با وحشیانه ترین راه ها انسان های مظلوم را می کشند تا ثروت وسرمایه های آنان را به یغما ببرند، چه بویی از عاطفه برده اند

اما اینکه چرا چند شوهری برای زنان مجاز نیست؟ در پاسخ می گوییم:

1. این خلاف طبیعت وروحیات زن است؛ زیرا از نظر روان شناسان تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش هاو عواطف زن و مرد وجود دارد. روان شناسان معتقداند که زنان به طور طبیعی "تکشوهرگرا" هستند و فطرتا از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چترحمایت عاطفی و عملی یک مرداند و تنوع گرایی در زنان نوعی بیماری است. ولی مردانذاتا تنوع گرا و "چند زن گرا" هستند و چنان که می دانید احکام اسلام همهمتناسب با نیازهای واقعی و ویژگی ها و خصلت های ذاتی انسان ها وضع گردیده است

2. بدین وسیلهبهداشت و سلامت نسل به خطر می افتد.

3. شناخت انساب وتمیز آنها از بین خواهد رفت و یکی از پیامدهای آن ازبین رفتن عواطف خانوادگی و عدمتمایل به تکثیر نسل و زاد و ولد، خواهد بود؛ چون به حسب طبع هر کس فرزند خودش رادوست داشته و برای او سرمایه گذاری می کند، اما در قبال کسی که انتسابش به ویمشکوک است، بلکه اصلا معلوم نیست از کیست؟ بی گانه بوده و تعهدی نسبت به او نداردو از درون نیز چنین انگیزش و تمایلی وجود ندارد.

اینهابرخی از مصالح وحکمت هایی است که اسلام بر اساس آن تعدد زوجات (چند همسری) رابرایمردان مجاز شمرده، ولی چند شوهری زنان را جایز ندانسته است.




برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

هشدار خداوند به مسلمانان از شر منافقان و کفار...

آیات 118 تا 119 سوره آل عمران

ای کسانی که ایمان آورده اید! محرم اسزازی ازغیر خود ،انتخاب نکنید!آنها از هرگونه شر و فسادی

درباره شما،کوتاهی می کنند.آنهادوست دارند شما در رنج و زحمت باشید(نشانه های) دشمنی از

دهان (وکلام) شان آشکارشده و آنچه در دلهایشان پنهان می دارند از آن مهمتر است.ما آیات (و

راههای پیشگیریاز شر آنها را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید!شما کسانی هستید که آنها را

دوست می دارید اما آنها شما را دوست ندارند!

در حالی که شما به همه کتابهای آسمانی ایماندارید( وآنها به کتاب آسمانی شما ایمان

ندارند)هنگامیکه شما را ملاقات می کنند،بهدروغ می گویند:ایمان آوردیم! اما هنگامی که تنها می

شوند از شدت خشم بر شما،سر انگشتانخود را به دندان می گزند!

بگو:"با همین خشمی که دارید بمیرید! خداازاسرار درون سینه ها اگاه است"


برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

ماجرای جنگ ایران و اعراب و مسلمان شدن ایرانیان + سند و استدلال


نامه پیامبر اسلام به خسرو پرویز

پیامبر اسلام جهت دعوت اسلام به خسرو پرویز پادشاه ایران نامه نوشت.وقتی نماینده پیامبر اسلام نامه را نزد خسرو پرویز رساند.خسرو پرویز پس از خواندن نامه گفت: او مرا دعوت میکند به دین خود در حالی که خود او بنده من است و سپس با تندی نامه را پاره کرد و به فرستاده پیامبر اسلام تندی کرد.


پس از درگذشت پیامبر اسلام

(کتاب اخبار کامل ابن اثیر ص 310،309)

بعد ها که پیامبر اسلام از دنیا رفت.عده ای در شبه جزیره عربستان و عراق به دروغ ادعای پیامبری کردند که ناچار بین مسلمانان واقعی و مدعیان دروغین پیامبری و طرفدارانشان درگیری هایی درگرفت.از آن طرف حکومت ایرانیان در زمان خسرو پرویز با اعراب مسلمان به مخالفت برخواسته بودند و تا دوران یزدگرد این مخالفت ها ادامه داشت و از این درگیری ها و شورش های داخلی بین مسلمانان حمایت کردند.و بالطبع مسلمانان با آنها برخورد کردند که این جنگ ها به داخل کشورها کشیده شد.


شروع اولین درگیری ها

ابوبکر خلیفه وقت خالد بن ولید نامه نوشت و او را وادار کرد که به عراق روی آورد که با مدعیان دروغین برخورد کند و با مردم عراق مصالحه کند.خالدبن ولید پس از ورود به عراق به سردار ایرانی به نام هرمز برخورد کرد.

هرمز پس از ورود ولید به عراق به اردشیر پادشاه ایران نامه نوشت و درخواست کمک فوری کرد و اردشیر نیز سپاهی به فرماندهی دو پسرش به نام قباد و انوشجان به سمت عراق و نزد هرمز فرستاد.

سربازان ایرانی برخلاف میل حاضر نبودند به جنگ مسلمانان عرب بروند اردشیر به خاطر اینکه سربازانش در بین راه نگریزند آنها را با طناب یا زنجیر به هم متصل کرد تا به سپاه هرمز رسیدند.

به همین سبب این واقعه به ذات السلاسل(به معنی زنجیر وار و سلسله وار) معروف شده است.برخلاف برخی نظرات حمله از طرف ایران شروع شد.


اوضاع داخلی ایران در زمان ساسانی

مردم ایران از وضعیت فوق العاده ناراضی بودند.

دلایل اختلافات طبقاتی،کشت و کشتار برای مثال کشتن مسیحیان انواع و اقسام شکنجه ها و زجرها زندانیان را با انگشت ها می آویختند و گاهی با تازیانه های بافته از پی گاو میزدند و بر زخم ها سرکه و نمک می ریختند و اندام آن بی نوایان را یکی یکی قطع می کردند گاهی پوست سر را از سر تاچانه می کندندو گاهی پوست دست و پشت را می بریدند یکی از ادوات شکنجه شانه آهنین بود که با پوست بدن محکوم را با آن می کندند.

یکی از شکنجه های معروف نه مرگ بود که به ترتیب انگشتان دست تا مچ و پاها را تاکف و دست ها تا آرنج و پاها تا زانو و سپس بریدن گوش و بینی و سرآخر سر را قطع میکردند.اجساد اعدام شدگان ار نزد حیوانات و حشی می انداختند.

(کتاب ایران در زمان ساسانی از آرتور کریستین سن) صفحات 333،332


شکست هرمز و حمله اعراب به ایران

(در همچین حکومتی و قتی عرب به ایران لشکر کشید مردم از شر شکنجه ها و زجرهای دستگاه ساسانی به دلیل صلح طلبی و انصاف مسلمانان از این امر استقبال کردند.بعد از وارد شدن اعراب به ایران سربازان مسلمان با ارتش ایران به جنگ برخواستند.در آن زمان مردم ایران زرتشتی بودند و ابدا به اسلام وادار نشدند چنانکه بعد از دهها سال پس از جنگ جهانگردان و سیاحان اروپایی و غربی که به ایران سفر کردند خبر از برپایی آتشکده ها می کردند و به هیچ وجه آتشکده های ایرانی ویران نشده بود.)(کتاب دو قرن سکوت از عبدالحسین زرینکوب ص 319)


پذیرش اسلام از طرف مردم

مردم ایران که مثل موبدان و هیربدان نگهبان آتش نبودند به آسانی اسلام را پذیرفتند.غفلت و بیداری از علمای زرتشت و تحریف دین و بدعت در آموزه های زرتشت مردم را به طرف اسلام سوق داد.

چون در زمان پیامبر اسلام ایشان در مورد مجوس فرمود:که مسلمانان باید مانند اهل کتاب با زرتشتیان برخورد کنند و همچنین می توانند به آنان دوستی و معاشرت کنند در صورتی که جنگ و دشمنی با شما نداشته باشند.چنانکه اکنون هم کلیساهای قدیمی و آتشکده ها زرتشتی پایدار است.


*(در بخش عظیمی از نواحی غرب و هم مرز با اعراب جمعیت عظیمی از زرتشتیان ایرانی به دین خود باقی بودند.)(کتاب تولدی دیگر از نویسنده مخالف اسلام شجاع الدین شفا)


*(در فارس و اصفهان شهر وروستایی نیست که آتشکده ای در آن وجود نداشته باشد و در جبل و شمال و شمال غربی ایران هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند.)(کتاب صورت العدل از ابن اوقد)


*(اکثریت مردم فارس را در قرن جاری زرتشتیان تشکیل می دهند.) (کتاب المسالک و والممالک از استخری)قرن 4 هجری


برداشت و استدلال نویسنده:

به دور از هرگونه تعصب مگر میشه دینی رو به زور پذیرفت ممکنه انسان از ترس شمشیر دینشو تغییر بده و خودشو تسلیم فرهنگ وآیین دیگه ای کنه اگر همچین کاری بکنه در دل همون دین خودشو داره تا در آینده بتونه به آیین خودش برگرده مگه الان زرتشتی ها تو ایران نیستن مگه قرن ها نبودن اونا هم می تونستن مثل مثل بقیه اسلام رو قبول کنند،به گواه تاریخ و عموم مردم بعد از اسلام دانشمندان و فیلسوفان مسلمانی که ایرانی بودند با اکتشافات و تحقیقات و مطالعات خودشون از اسلام دفاع میکردن مگه میشه فرهنگ و آیینی در کشوری کشت و کشتار بکنه و مردم اون کشور از فرهنگ مهاجم دفاع کنن؟؟ ایرانی ها تو حمله اسکندر به ایران هم شکست خوردند ولی آیا اسکندر یونانی تونست فرهنگ و آیین مقدونیه و یونانی رو به ما تحمیل کنه؟

و یا مغول ها در حمله وحشیانه خود به ایران نه تنها نتونستند دین و آیین و فرهنگ بودایی و مسیحی خودشونو تو ایران حاکم کنن بلکه خودشون هم تحت تاثیر تعلیمات اسلام قرار گرفتن ومسلمون شدن مثل شاهرخ شاه و یا سلطان محمد خدابنده و بانو گوهرشاد که مسجدی در مشهد ساخت.

چطور ایرانی ها درحالی که به قول بعضی ها عربها فرهنگ پستی داشتن حاضر شدن آیین خود را به آیین و فرهنگ تازی و اسلامی تغییر بدن؟؟؟؟

دانشمندان و نویسندگان شیعه و سنی از بخاری و ابن ماجد تا امام فخر رازی و همینطور شیخ طوسی ،ابن بابویه قمی و علمای بزرگی از جمله خواجه نصیرالدین طوسی و امام محمد غزالی طوسی همه از اهل ایران بودن حتی تو ممالک عرب امثال زمخشری و گرگانی(جرجانی) بودن که اعراب از اینا استناد میکردن.

یعنی همه اینها به زور شمشیر بود؟؟یا به میل و شوق و علاقه؟؟

البته منکر این نمیشم که در سالیان بعد بعضی از خلفای عرب مانند بنی عباس و بنی امیه ظلمهای زیادی در حق ایرانیان کردند و فتنه و کینه دشمنی عربها به ایرانیان و بالعکس را شعله ور کردند.که حتی این خاندان به خود بنی هاشم و امامان ما هم رحم نکردند و فرزندان پیامبر و سادات را به قتل می رساندند.

این اسنادی که بعضی دوستان از آن اسم میبرند کتابهاییه که در دوران معاصر نگارش شده کسی نمی تونه تو قرن سیزدهم و چهاردهم بیاد از قرن اول تاریخ رو به میل خودش بازسازی و حکایت کنه مگه اینکه به کتابهای دیگه رجوع کنه چون:

تاریخ یه امر عقلی است نه نقلی.و هرچی گفته میشه باید اتفاق افتاده باشه.


(لینک دانلود کتابهای منبع)

تاریخ کامل ابن اثیر 13 جلد


تاریخ کامل جلد اول (دانلود+)


تاریخ کامل جلد دوم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد سوم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد چهارم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد پنجم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد ششم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد هفتم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد هشتم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد نهم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد دهم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد یادزهم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد دوازدهم (دانلود+)


تاریخ کامل جلد سیزدهم و آخر (دانلود+)


کتاب تاریخ ایران در زمان ساسانی نوشته آرتور کریستین سن دانلود


کتاب دو قرن سکوت نوشته عبدالحسین زرینکوب دانلود


برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

سهمیه ...

نویسنده:

دختر کوچولو سه ساله بود که پدرش آسمونی شد...

دانشگاه که قبول شد، همه گفتنبا سهمیه قبول شده!!!

ولی... هیچوقت نفهمیدن کلاس اولوقتی میخواستن بهش یاد بدهن که بنویسه بابا

یک هفته تو تب سوخت...

یادم آومد احتمالاً"آرمیتا" دختر شهید رضایینژاد و "علیرضا" پسر شهید احمدیروشن هم جزء سهمیههای کنکور سالهای بعدن.

لطفاً تصویر ترور "پدرِآرمیتا" و تصور "علیرضا"از پدری که از خانه خارج شد و دیگه هیچ وقت برنگشت رو از ذهن اونا بردارین تاراحت و با کمال آرامش بزرگ شن و البته بهراحتی وارد دانشگاهها بشن؟

بچه ای که حسرت آرامش و وجود درکنار پدرش هنوز تو دلش داره،بچه هایی کهشاید بیشتر از همه جا تو بیمارستان رشد کردن و سختی های بی پدری یا بیماری پدر رابیست و چند سال تحمل کرد و خوش ترین خاطره دوران بچه گیش نگاه به ترکوندن تاول هایبدن پدرشو و کم کردن دردای باباش بود.

برای بعضی جوونای به ظاهردانشجو متاسفم که دوتا مقاله و کتاب خوندن میشینن و عاروق روشنفکری میزنن و دم ازحقوق برابر و عدالت.یه خواهش دارم از شما،اجازه میدید تنها به اندازه آرامشِ بدونناراحتی و دردسر "یک روز" تمام دانش آموزان تو تمام دوران زندگیشون،برای اونا هم رفاه(بدون تحقیر و سرکوفت) فراهم شه؟

حالا بعد از چندین سال اونایی که زمانجنگ پشت چادرای جنگ قایم میشدن خودشون و خانواده شونو از خطر حفظ کردن شدن طلبکار وشهدا و جانبازا و بچه هاشون شدن بدهکار.

راستی چقدر بود سهمیه بچه شهید؟؟

کسی حاضره لذت و غرور پدر داشتنیا یکی از دستای یا چشمای باباشو و با سهمیه کنکور یا حتی مدرک یکی از بچه هایفرزندان شهدا و جانبازا عوض کنه؟؟؟


برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

ما ساختار شکنیم...

پاسخ به مدعیان انتصابات ایران

منیه سوال دارم خداییش اگه این کاندید شما تو سال 88 رای می آورد که به نسبت هم آوردباز مدعی بودی که انتخابات ایران انتصابات محسوب میشه؟؟؟ من مرثیه گوی احمدی نژاد نیستم

اونیکه شما بهش رای دادی قدرتش خیلی بیشتر از زمان شهرداری احمدی نژاد بود ولی احمدینژاد 4 سال رییس جمهور بود و همه میشناختنش...

اونآقایی که شما بهش رای دادی الان حدودا 60 سالشه و به اندازه همه سن تو این نظام رومیشناسه و تجربه کرده اگه واقعا اعتقادش این بود که انتخابات ایرانانتصاباته پس چرا شرکت کرد؟این آقا شرکت کرد چون فکر میکرد با اسم آقای خاتمیمیتونه رییس جمهور بشه وگرنه تو این بیست،سی سال کجا بودن ایشون؟ ...حالا شمایی کهتو روزه سر از تخم درآوردی و سرجمع سنت از 25 سال بیشتر نیست معمولا هم برای اولین یا دومین بار بود که رایمیدادین تو سال 92 هم دم از انتخابات آزادمی زنید...نماینده شما آقای موسوی بود اون نماینده اصلاح طلب ها بود.چطور اون هشتسال که اون خاتمی آخوند نما رییس جمهور بود کسی مدعی انتصابات و تقلب نبود؟؟؟حالاچون رای نیاوردین همه چیز غیر مشروعه؟چرا فکر میکنید که همه باید مثل شما فکر کننهمه باید مثل شما عمل کنن؟

اونآقای آخوندنما برای ایران چکار کرد؟جز حقیر و خار نشون دادن ایرانی ها؟ تمام عزت نفس ایرانی ها رو این آقاپایمال کرد. فقط میگفت آزادی ،آزادی آزادی و بعد که ازش میپرسیدی آزادی یعنی چیخودش توش میموند تو هرجمعی که میرفت یه اسلام جدید از آستینش در میاورد غربی ها خوششون بیاد فقط اعضای کابینه شو مثلاکبر گنجی،شریعتمداری،مهاجرانی و ابطحی رو توBBC برامون یادگار گذاشت که هرازچندگاهی میان دشمنی با مردم و مقدساتشون رو نشون میدن

غرب بهاسلام که میرسه میشه تحجر ولی وقتی که توی انتخابات رای نیاورد حکم آقای صانعی رومنتشر میکنن که ببینید مردم،اینم مرجعتون که انتخابات رو قبول نداره. کدوم آخوندرو دیدی که اونوریا باهاش خوب باشن و بهش مدال بدن؟احمدی نژاد رو که قبل از رییسجمهور شدنش غیر از تهران کسی نمی شناخت...فقط با رای تهرانی ها بالا اومد....حالاکه چهارسال رییس جمهور بود و برای بار دوم هم بهش رای دادن و از غذا نماینده شما رای نیاورد شده تقلب در انتخابات؟؟؟ مشکل پایتختنشینا اینه که فکر میکنن همه ی ایران،تهرانه...

ازآقایون بعد انتخابات پرسیدن خب شما میگی تقلب شده؟درست؟کجاست؟ ما که هرچی گشتیممتقلب ندیدیم...شما که آدرس داری بده...

ولیدر مقابل این سوالی که نه زندانی میخواد و نه کتک مثل چی تو گل موندن؟

واقعاشما چطور پیش خودتون تحلیل میکنین که از این آقا جانب داری میکنین؟

طرفداریاز کسی نکنید که وقتی دید طرفداراش تو عاشورا کف وسوت می زنن و حرمت نگه نمی دارنو به حسین زهرا(س) اهانت میکنن و می ریزن تو خیابونا و سربازای مادرمرده رو میگیرنبه باد کتک و اموال مردم رو نابود میکنن و هیچ چی جلودارشون نیست و فکر میکنن کهاین کارشون یعنی اعتراض. چرا نگفت که اینا از من نیستن...

ولیجاتون خالی 22 بهمن نبودین ما که یه جعبه ساندیس هفت میوه + تور جهانگردی و 22 سکهتمام بهار آزادی گرفتیم،تازه قبضای آب و برق مون رو هم دادیم پرداختش کردند.

شماطرفداری از کسی میکنین که فقط حرفای نوری زاده رو مث طوطی قی میکرد.فکر نکنین رایتونو خوردن نه! رای شما همون موقع پرید که توی اون مناظره نماینده شما روی اوننموداری که به مردم نشون داد چسب کاری کرد تا مردم نفهمن و اونموقع که ازش توضیحمیخواستن منومن میکرد؟ ولی مگه همه 75 میلیون نفر رو میشه گول زد؟ همون زمان احمدینژاد نماینده جنبش به اصطلاح سبز رو مثل یه بادکنک داد هوا.

امروزشما به جایی رسیدین که حتی تحمل شنیدن پیشرفت های مملکت خودتون رو هم ندارین.

یکیاز طرفدارای شما یه جمله جدیدی گفت ((ما ساختار شکنیم و ضد دین،جنبش سبز یعنیهمین)) واقعا یعنی همین

گرچهتوی انتخابات اکثر تهران سبز بود ولی همه میدونستن که سبز فقط با سفید و قرمز معنیپیدا میکنه.آقایون شما بودین پرچمو تکه تکه کردین؟

هی فلانی!...یادت نرود تو را من"تو" کردم،وگرنه "هوی" هم زیادت بود! برای من شما شما نکن!


برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

هنرپیشه بی بته بی ریشه...

منتظر نظراتشما دوستان بعد از مطالعه این مطلب هستم.

سلام به همه شما دوستای خوبم،در این پست قصددارم که درمورد سینمای انقلابی و یا بهتر بگم هدف سینماگر در سینمای جمهوری اسلامیکه مسلما باید یه مفهوم ارزشی داشته باشه رو بیان کنم.

در اواخرسالهای حکومت پهلوی و اوایل سالهای پیروزی انقلاب اسلامی سینمای ایران دچار افت ورکود شدیدی شده بود که مخاطبان اندک سینما از کم محتوا بودن و سبک بودن کارهایکارگردانان شاکی بودند و طی مصاحبه ها و جلساتی که مسئولین و نماینده مخاطبانانجام میشد این موضوعات مکرر مطرح میشد و کسئولین هم درصدد راهکار برای بهبود وضعشدند ولی با همه تلاش هایی که صورت گرفت نتونست انچنان اوضاع سینمای ایران رو بهترکنه.

کمکم دراواسط دهه شصت این اوضاع بهتر شد و با ورود نسل جدید به سینما فیلمها از نظر محتواقابل تامل بود.

نویسنده:

سینمازاییده فرهنگ غربیه ولی این دلیل نمیشه که هرمقوله ای که ریشه در غرب و فرهنگ غربیداره از اساس مشکل داره ما باهاش مخالفیم،خیلی از هنرها و تفکرات بوده که از غربسرچشمه گرفته ولی مسلمونها تونستند اونو به قول معروف اسلامیزه کنند و هیچ اشکالیهم نداره من میخوام بگم که اگه قراره سینمای ایران به عنوان الگوی سینمای اسلامیپیشرفت کنه باید حتما سینما گران و مسئولین خودشون رو از لحاظ فکری با مقولهسینمای اسلامی و ارزشی آماده کنن.

الان اکثراکارگردانای با تجربه و چهره و اونایی که کارهای به تناوب ماندگاری انجام دادندکارشون رو از دهه 40 ،50 شروع کردند مانند کیمیایی،صدرعاملی،بهرام بیضایی،داریوشمهرجویی،فریدون جیرانی و غیره...

کهکارگردانان جدید معمولا اونارو به عنوان الگوی کارگردانی خودشون قرار میدن...

چند وقت پیشیه فیلم ایرانی دیدم از آقای عبدالرضا کاهانی بنام ((بیخود و بی جهت)) توی اینفیلم کلا سعی شده باورها و اعتقادات مذهبی مردم رو بکوبه.نگار جواهریان در نقشعروسی که از یه خانواده مقید و مذهبیه در آستانه برگزاری مراسم عروسیشه که باتذکرات مادرش که یه زن چادری به ظاهر بدخلق و عبوس ولی مذهبی که به شدت روی اعتقاداتو باورهای خودش پافشاری میکنه قرار داره گرچه مادر عروس از اواسط فیلم به صحنهاضافه میشه ولی کل قصه فیلم حول محور مادر عروس میچرخه اصلا اسم فیلم هم ((بیخود وبی جهت)) از همین به ظاهر گیردادنای بیخود و بی جهت مادر به دخترش برداشته شده کهسعی میکنه دخترش رو از انجام یه عروسی زرق و برق دار و تجملاتی منصرفش کنه و در هرصحنه ای که مادر و دختر روبروی هم قرار میگیرند مشاجره ای بین مادر و دختر ایجادمیشه که تو همه صحنه ها با گریه دختر و عصبانیت و سرکوفت مادر به دختر ختممیشه...ودر صحنه انتهایی فیلم که مادر از در حیاط خارج میشه و از خونه بیرون میرهانگار که دیگه هیچ مشکلی سد راه این دونفر نیست.

این آقایکارگردان جدیدا از طرف برخی همکارانش متهم به Nihilism (پوچ گرایی) شده.

ایشون طی سهسال،چهار فیلم رو کارگردانی کرده که به جز فیلم اولش بقیه فیلم ها به توفیق چندانینرسیدن.بعد که ارشاد ارکان فیلم آخرشو محدود میکنه هرجا میشینه میگه فیلممو توقیفکردن و آزادی بیان و از این خزعبلات.

حالا به نظرشما دلیل رکود سینمای ایران چی میتونه باشه؟ شاید شما یه تحلیل دیگه درمورد توضیحمن از این فیلم بکنین ولی خود من نظرم اینه بازیگر سینمایی که ادعا میکنه داره کارهنری میکنه و تحمل کوچکترین انتقاد رو هم نداره و فقط و فقط به فکر دستمزدشه ووقتی هم یه عده از سر دلسوزی نظرات خودشونو مطرح میکنن گارد میگیره و از خودش و همپیاله هاش دفاع میکنه و فکر میکنه که فقط این پولایی که بین اون و تهیه کننده فیلمرد وبدل میشه حتما سینمای ایران رو سرپا نگه میداره.

کارگردان وبازیگری که همیشه متهم میشد به فمنیست بودن و در بعضی مواقع این گفته رو تاییدمیکرد برای جلب مخاطب ادای دین داری رو درمیاره هرموقع توی داستان فیلم به مشکلمیخوره سر سجاده نماز تسبیح دست میگیره و گریه میکنه و دعا،ولی در باطن ودر عملاصلا اعتقادی به چنین اعمالی نداره و توی صفحه فیس بوک ش حجاب و باحجابی و عفتزنان ایرانی که نوامیس مملکت خودشن رو بهسخره میگیره و ادعای آزادگیش میشه نباید انتظار داشته باشیم که با چنین کارگردان وبازیگری سینمای ما پیشرفت کنه.

در جشنوارهفجر امسال طی کنفرانس مطبوعاتی یه خانم بازیگر(نیوشا ضیغمی) که به اصطلاح سینماگرها یه بازیگرتجاری به شمارمیاد دربرابر انتقاد یه خبرنگار و توضیحش درمورد ورود برخی بازیگران صرف چهره وزیبایی ظاهری شان و مثالش به اسم محمدرضا گلزار موضع میگیره و اون خبرنگار و جامعهخبرنگاری رو مورد هجمه قرار میده (البته کار خبرنگار هم درست نبود که به اسم مثالزد) و در جواب میگه:

آقایخبرنگاری که ادعاتون میشه آقای گلزار علاوه بر توانایی هایی که بنده در ایشون سراغدارم.جدای از این توانایی ها آیا به اقتصادسینمای ایران کمک کرده یا نکرده....و الا آخر که همه اش تعریف و تمجید از اینبازیگر هست از ایشون طرفداری میکنه و ون خبرنگار و تمام خبرنگارای بیچاره به خاطردور کردن خودشون از هجمه و اهانت های این خانم بیخیال بقیه سوال و جوابا شدن.

من میخوامیه نکته ای رو بگم که آیا صرف پول و سود اقتصادی در سینما میتونه ضامن پایداری ودوام سینمای ایران بشه؟

برای مثالورزش فوتبال که اینهمه پول توش رد و بدل میشه آیا پیشرفتی داشته نه تنها پیشرفتنداشته بلکه روز به روز سیر نزولی داره.

اونوقتجامعه شناسا و کارگردانای هالیوودی از فیلمهاشون فلسفه میسازن و به عنوان کتاب چاپمیکنن به خورد کارگردانای ما میدن.

وقتی یهکارگردان هالیوودی یه فیلم ضد ایرانی میسازه تمام ایرانی ها و فارسی زبان ها موضعمیگیرن و اعتراض میکنن و میگن اینا خودشون فیلم میسازن خودشون جشنواره راه میندازنو به فیلم خودشون جایزه میدن ولی وقتی یه فیلم ایرانی به عنوان نامزد دریافتبهترین فیلم خارجی اسکار جایزه میگیره تو بوق و کرنا میکنن که بیاین ما از فلانجشنواره جایزه خوک نقره و خرس بلوری گرفتیم.این وسط یکی نیست بهشون بگه مگه شمانبودی که در مورد اون فیلم ضد ایرانی اسلامی موضع گرفتی و اون حرفارو زدی حالا چیشده از جایزه اونا تعریف میکنی فکر کردی اونا عاشق چشم و ابروتن که بهت جایزه دادن...

نه این دستهاز فیلمسازای به ظاهر وطنی که همیشه سعی میکنن سه چهار نوع تحلیل از سینمای ایرانو وطن پرستی و اسلام توی آستینشون داشته باشن که تو هرجمعی میرن یکی شو رو میکننکه شنونده هاش خوششون بیاد و بازیگرای زن ما هم که هر سری که اونا رو به یهجشنواره خارجی دعوت میکنن یه داستان میسازن واسه، که مثلا بگن ما هم مثل شماییم.بعد از برگشتن هم با به راحتی واسه فیلمش مجوز میگیره چرا؟ چون نفوذ داره تو ارشادو هزینه ای هم واسه بنیاد سینمایی نداره و بودجه فیلمسازی از خودشه.

به قول شاعردیگه از چی بگم برات؟از کارگردانی بگم که نسنجیده حرف میزنه سینمای ایران رو بهفاحشه

خونه تشبیه

میکنه ولیتوی فیلمهای مذهبی که میسازه همیشه دوسه تا فاحشه نقشای اصلی فیلمشو بازی میکنن و

هیشکی هم اعتراضی به ایشون نمیکنه....شایدم راستی راستی....

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

دلایل اسلام آوردن ایرانیان...

اصلانمیخوام حمله اعراب به ایران رو کاملا تایید کنم یا کلا مورد هجمه قرار بدم.

در ابتدا

نظر گوستاولوبون فرانسوی را در مورد اخلاق فاتحان اسلام را می آورم

اخلاق مسلمین صدر اسلام نسبت بهسایر اقوام دنیا-خصوصا نصاری-برتری داشته است.آنها در مروت وانصاف -اعتدال ونیکی-رواداری نسبت به اقوام مغلوبه -استواری در عهد وپیمان-سلوک و رفتار جوانمردانه-درتمام خصایل ممتاز ونسبت به سایر اقوام -خصوصا اقواماروپا در زمان جنگ صلیبی-الحق روح اخلاقی آنها حیرت انگیز بوده است واگر ما دیانترا در اخلاق به آن اندازه که عموم تصور میکنند موثر بدانیم پس باید قائل شویم کهتعلیمات اخلاقی قرآن به مراتب بالاتر از تعلیمات اخلاقی انجیل است.زیرا مسلمین درنیکو کاری از مسیحیان فرسنگها جلوتر بوده اند.

اما علت شکست ایرانیان

ضعف شدید دستگاه سلطنت بعد از خسرو پرویز به علتجنگهای پیاپی با رومیان

2-خودسریودخالت سرداران وزنان حرمسرا در روی کار آوردن شاهزادگان مورد نظر-حتی کودکان-کهبعضا با دخالت گروه دیگر موجبات جنگ وکشته شدن شاهزاده های ناکام را فراهم می ساخت.

(در فاصله قتل خسرو پرویز تا رویکارآمدن یزدگرد در مدت 20 سال هشت نفر در ایران به حکومت رسیدند وتقریبا همگی کشتهشدند.

-فساد وتباهی شدیدی طبقات قدرتمند(شاهزادگان-افسران وموبدانزرتشتی)را فرا گرفته بود.

نارضایتی عمیق مردم از حکومت وآیین ساسانی به علتجنگهای بیهوده وفرسایشی با رومیان-مالیاتهای کمرشکن-خشونت ها وقساوتهای حکومتوروحانیون زرتشتی برعلیه مزدکیان...

(یکی از مجازاتهای رایج در دوران ساسانیریختن سرب گداخته در دهان مخالفان خصوصا مزدکیان بود!)

(کشور ایران ازملیت های مختلفی تشکیل شده بود از اینرو فاقد یکپارچگی وانسجام ملی بودند ومهمترینعامل پیوند دهنده آنان قدرت وجبر حاکمان بود که پس از خسرو پرویز بشدت دچار افولشده بود)

(زروان پرستی ازآیین هایی بود که در عصر ساسانی رواج پیدا کرده بودوآنها به پرستش خدایی اعتقاد داشتندکه خالق اهورامزدا و اهریمن بود.اعتقاد به قضا وقدر واینکه باید در مقابل سرنوشتتسلیم بود ومقاومت نکرد از ارکان اعتقادی این آیین میباشد)

7-ازبین بردن پادشاهان حیره که نقش حائل ومانع نفوذ اعراب مرکزی به داخل سرزمین ایرانرا ایفاء میکردند

(دولت حیره دولت محلی کوچکی بود کهدر بخشی از عراق فعلی بین عربستان مرکزی وایران حکومت میکرد وپادشاهان آل منذر دستنشانده ایران بودند.یکی از اشتباهات احمقانه خسروپرویز این بود که بر آنان خشمگرفت وحکومت آنان را منقرض کرد وبرای اولین بار ایران با عربستان مرکزی هم مرز شد.

اگر دين اسلام ظاهر نمي شد، ديني كه در ايرانپذيرفته مي شد، دين زرتشتي نبود، چون که مقبوليت خود را از دست داده بود و مردم آنرا نمي خواستند شايد آن دين، دين مسيحيت مي بود و نشانه آن نيز پيدا شده بود؛ برايهمين است كه با آمدن اسلام به ايران، بر دشمني مسيحيان با اسلام افزوده شد.

اولين كسي كه از ايرانيان اسلام آورد، سلمانفارسي بود. (2) سلمان يك فرد عادي نبود. او از پيشوايان ديني بود و اسلام آوردن ويبه طور طبيعي در ديگر ايرانيان نيز اثر داشت. سلمان، از نظر مقامات معنوي، بهاندازه اي بالا رفت كه جزو مقرّبان پيامبر اسلام شد؛

دومين مسلمان از ايرانيان «باذان بن ساسان» است وپس از باذان بسياري از ايرانيان ساكن يمن، مسلمان شدند

پيامبر در سال ششم هجري، به پادشاهان و رؤسايكشورها نامه نوشت و آنان را به دين اسلام دعوت كرد. حضرت رسول، نامه اي به پادشاهايران خسرو پرويز نوشت و او را به اسلام دعوت كرد. متن نامه چنين بود.

به نام خداي رحمان و رحيم. از محمد فرستاده خدابه كسري بزرگ ايران. سلام بر آن كس كه پيرو هدايت باشد، به خدا و فرستاده اش ايمانبياورد و گواهي دهد معبودي جز «الله» نيست، همتايي براي او نيست و محمد عبد و فرستادهاو است. تو را به دعوت الهي به سوي اسلام دعوت مي كنم؛ زيرا كه من فرستاده خدا بهسوي همه مردم هستم و تا زنده دلان را انذار كنم و عذاب خدا بر كافران فرود آيد.تسليم خدا باش، سالم بمان و گرنه گناه زرتشتيان به گردن تو است

پادشاه ايران نامه را پاره كرد و گفت: ببينيد چهكسي برايم نامه نوشته است؟! او كه عبد من است. (6) فرستاده پيامبر خدا به مدينهبرگشت و داستان پاره كردن نامه را براي پيامبر نقل كرد. حضرت فرمود: خداوند حكومتشرا بگسلد

عامل خسروپرويز در يمن، شخصي به نام «باذان» بود.خسروپرويز به باذان نوشت: دو نفر به سوي اين مردي كه درمدينه است بفرست تا او را نزد من بياورند. باذان «بابويه» را مأمور اينكار كرد و مردي به نام «خرخسره» را همراه او ساخت. باذان نامه اي هم به حضرت محمدنوشت و در آن نامه تأكيد كرد كه با اين دو نفر نزد كسري در ايران برود. باذان به «بابويه»هم گفت: نزد «محمد» برو، با او سخن بگو و به من گزارش بده. بابويه وخرخسره به مدينه رفتند و بر آن حضرت وارد شدند. بابويه به حضرت رسول گفت: مراباذان فرستاده است تا تو را نزد كسري پادشاه ايران ببرم . اگر با ما به ايرانبيايي برايت خوب است؛ و گرنه پادشاه ايران تو را نابود مي كند.
پيامبربه آن دو نفر گفت: برويد و فردا بياييد تا جواب تان را بگويم. آن دو نفر رفتند. درهمين زمان به پيامبر خدا وحي شد كه خسرو پرويز به دست پسرش«شيرويه» به قتل رسيد.(شب سه شنبه دهم جمادي الاولي از سال هفتم، شش ساعت از شب گذشته، خسرو پرويز كشتهشد). آن دو نفر دوباره آمدند. پيامبر به آنان گفت: خسروپرويز به دست پسرش كشته شدو شما برگرديد و به پادشاه بگوييد: اگر اسلام را بپذيري، آن چه داري دردست خودتخواهد ماند

بابويه و خرخسره به يمن بازگشتند و آن چه را كهاتفاق افتاده بود به باذان گفتند. باذان گفت: اين گونه سخن گفتن از پادشاهان برنمي آيد، به نظر من او پيامبر است . منتظر مي مانيم تا ببينيم پيشگويي او چگونهمي شود. پيامبر باذان را پس از مسلمان شدنش در مقام خود ابقا كرد .پس از آن كه باذاناز دنيا رفت، حضرت، پسر او شهر بن باذان را حاكم يمن كرد. باذان و پسرش در راهتبليغ دين اسلام، بسيار تلاش كردند. شهر بن باذان، در جنگ با نيروهاي اسود عَنسي(که در يمن ادعاي پيامبري كرده بود) به شهادت رسيد و او اولين شهيد از ايرانيان درراه اسلام است

چگونه ممکن است کسي که به زور مسلمان شده واعتقادي به آن ندارد، در راه تبليغ اسلام عمل نمايد. به گسترش اسلام و حتيجانفشاني در راه آن اقدام کند. بسياري از علوم و دانش هاي اسلامي توسط ايرانيانبنيان نهاده يا گسترش يافت . دانشمندان بزرگي در تفسير فصاحت و بلاغت ، فقه و حتيصرف و نحو عربي از ايرانيان بودند

حقيقتآن است كه ايرانيان به جهت حقانيتي که در اسلام مشاهده نمودند ،مسلمان شدند.بسياري از آنان که به شدت تحت ستم نظام ساسانى قرار داشتند . دنبال دگرگوني وضعيت موجود بودند. از سپاه اسلامکمک و ياري خواستند . يك نظام سلطه گر و تحميلى را برانداختند . آزادى را براىمردم ايران به ارمغان آوردند. حتي به نوشته برخي از مورخان: وقتى سپاه اسلام واردايران شد ، ايرانيان به نفع سپاه عدالت خواه اسلام و برضد دولت ستم پيشه ساساني کوشيدنداز جمله آن که : چهار هزار سرباز ايرانى از ديلم با پيمودن صدها كيلومتر راه خودرا به سپاه اسلام رساندند و به يارى آنان شتافتند. هم چنين شاه ايران را يكآسيابان ايرانى به قتل رساند

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

زرتشت باستان

زرتشت پيامبري از پيامبران الهي است، اگر چه محلو تاريخ تولد وي اطلاعات دقیقی در دست نیست اين ابهام تا حدي است كه عدهاي ظهور اورا در قرن يازدهم قبل ازميلاد و برخي در قرن ششم يا هفتم ذكر كردهاند . در مورد محل تولد او نيز برخي محققان او را آذربايجاني و عدهاي او رااهل خوارزم و بلخ ميدانند.
(
مولون)زادگاهاو را سيستان و (تاين بى)ظهور زرتشت را در حوزه بين النهرين و بالأخره بعضي او رااهل شهر ري ميدانند.(1)
اما باهمه اختلاف عجيبي كه در تاريخ و محل ظهور و تولد او وجود دارد، چند نكته را ازلحاظ تاريخي، ميتوان قطعي تلقي نمود:
زرتشت پيامبري از انبياي الهي و از سرزمين ايرانباستان بوده است.
2-
اوداراي كتاب آسماني بوده و كتابش از بين رفت. با تكيه بر خاطرات و اذهان و بهاصطلاح آن چه كه درسينه اشخاص بود، مطالبي جمع آوري شد و به نام كتاب مقدس تكثيرگشت.

- زرتشت به دست قوم خويش كشتهشد
جهت شفافتر شدن مطلب در چند روايت زير دقت نماييد.
مشركانمكه از پيامبر تقاضا كردند از آنها جزيه بگيرد و اجازه بت پرستي به آنها بدهد.پيامبر فرمود: جز از اهل كتاب جزيه نمي گيرم. آنها در پاسخگفتند: چگونه چنين ميگويي در حالي كه از مجوس منطقه هجر، جزيه گرفتهاي ؟پيامبر فرمود: مجوس پيامبر و كتاب آسماني داشتند، پيامبرشان را به قتل رساندند وكتاب او را آتش زدند.
اصبغ بننباته ميگويد: وقتي علي(ع) بر فراز منبر فرمود: از من سؤال كنيد، پيش از آن كهمرا نيابيد. اشعث بن قيس (منافق معروف ) برخاست و گفت: چگونه از مجوس جزيه گرفته نميشود،در حالي كه كتاب آسماني بر آنها نازل نشده و پيامبري نداشتهاند؟فرمود: خداوندكتابي بر آنها نازل كرد و پيامبري مبعوث نمود.
بر اساسروايتي از امام زين العابدين (ع)پيامبر فرمود: با مجوسيها طبق سنت اهل كتاب رفتارنماييد.(2)
مرحومعلامه طباطبايي ميفرمايد: «مراد از مجوس قوم معروفى هستند كه به زرتشت گرويدهاند.اين لفظ درقرآن يك بار به كار رفته است، در قرآن (3) مجوس در رديف اهل كتاب، يعنىيهود و نصارا و در برابر مشركان قرار گرفتهاند. بنابراين از اين آية استفاده ميشودزرتشتي ها، پيروان پيامبر الهي بودند، امّا همانند ساير اديان، دين آنها منسوخ وكتاب آسماني آنها تحريف شد.

دين زرتشت مانند بسيارى از اديان ديگر به تحريفمبتلا شده و عقايد باطل و خرافات موهوم در آن راه يافته است.(5) دينى که اينپيامبر ايرانى تعليم کرده، يک آيين اخلاقى و طريقه يگانه پرستى است. زرتشت خداىمعبود و متعال خود را «اهورامزدا» لقب داده، يعنى خداى حکيم، که داراى علم و خلاّقوآفريننده نظّام طبيعت است. او اهورامزدا را صاحب اهوراى حقيقى پنداشته و عبادت وپرستش را خاص ذات او قرار داده و وى را خداوند متعال و قادر و قاهر شمرده است کهذاتش به حکمت محض و خير مطلق متّصف است.او خود را پيامبرى مبعوث از طرف اهورامزدامى داند. در «گات ها» به کتاب آسمانى زرتشت یکتاپرست بوده

زرتشتى ها،تأکيد مى کند که خدا او را برانگيخته و مأمور ساخته...

برچسب: نویسنده: shahin تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

صفحه بندی